به گزارش اقتصادنیوز، موسسه تحقیقاتی سیاست خارجی با انتشار یادداشتی نوشت، برای درک میزان نفوذ روسیه در گرجستان، ابتدا باید ابعاد امنیتی افعال مسکو را بررسی کرد. در سال ۲۰۰۸، روسیه گرجستان را هدف حمله نظامی قرار داد. در حال حاضر نیز مسکو در تخلفی آشکار از توافقنامه آتشبس با میانجیگری اتحادیه اروپا، همچنان ۲۰ درصد از خاک گرجستان را اشغال کرده و پایگاههای نظامی دائمی در آبخازیا و تسخینوالی ایجاد کرده است. اشغال این جغرافیا، ابزاری برای اعمال فشار و محدود کردن گزینههای راهبردی گرجستان به شمار میآید.اقتصادنیوز این یادداشت را در دو بخش ترجمه کرده که بخش نخست با عنوان «رمزگشایی از استعمار نوین روسیه در گرجستان؛ تفلیس چگونه به مهره روس ها تبدیل شد؟/ از حمله نظامی تا مانروهای امنیتی روس ها در تفلیس؛ ردپای الیگارش های کرملین در اقتصاد گرجستان و رازهایی که نباید افشا می شد» منتشر شد و در ادامه بخش دوم و نهایی آمده است.
موقعیت جغرافیاییاستراتژیک گرجستان این منطقه را به یک جغرافیای حیاتی بین اروپا و آسیای مرکزی تبدیل کرده است، با پتانسیل بسیار برای اتصال استراتژیک که برای تجارت، انرژی و حمل و نقل ضروری است. با دور زدن روسیه، این شبکه ممکن است نفوذ مسکو بر تجارت منطقهای را کاهش دهد و روابط اقتصادی بین آسیای مرکزی و اروپا را تقویت کند و به امنیت انرژی اتحادیه اروپا کمک کند.بندر عمیقدریای آناکلیا برای تقویت نقش گرجستان به عنوان یک هاب ترانزیتی کلیدی، جذب سرمایهگذاری غربی و ادغام کشور در زنجیرههای تامین جهانی طراحی شده بود. با این حال، دولت تحت رهبری حزب رویای دموکراتیک (GD) این پروژه را با لغو قراردادها، تاخیر در اجرای آن و واگذاری آن به یک شرکت چینی تضعیف کرد. این اقدام سرمایهگذاری غربی را کنار گذاشت و به نگرانیها در مورد نفوذ چین و روسیه بر زیرساختهای گرجستان دامن زد. با ممانعت از دسترسب به آناکلیا، دولت اتصال استراتژیک گرجستان را تضعیف کرد و وابستگیهای اقتصادی را تقویت کرد که منافع مسکو را تأمین میکند. شکست این پروژه نشان میدهد که چگونه تصمیمات سیاسی، تحت تاثیر روایتهای طرفدار روسیه و فشارهای ژئوپلیتیکی، همچنان پتانسیل اقتصادی بلندمدت گرجستان را محدود میکند.
روسیه به طور سیستماتیک در تبلیغات، اطلاعات نادرست، نفوذ سیاسی و اطلاعاتی در گرجستان سرمایهگذاری کرده است. فراتر از وابستگیهای اقتصادی، مسکو یک شبکه چندلایه از قدرت نرم توسعه داده که برای شکلدهی به گفتمان عمومی، پرورش احساسات طرفدار کرملین و تضعیف ادغام گرجستان در مسیر یورواتلانتیک طراحی شده است. یکی از ارکان اصلی استراتژی نفوذ روسیه، اطلاعات نادرست و کنترل رسانهها است. رسانههای طرفدار کرملین، مزارع ترول و شبکههای اجتماعی به طور فعال روایتهای ضدغربی را منتشر میکنند و ادغام گرجستان در اتحادیه اروپا و ناتو را تهدیدی برای حاکمیت و ارزشهای سنتی کشور معرفی میکنند. این تلاشها به این تصور دامن میزنند که روسیه شریک اقتصادی و امنیتی طبیعی گرجستان است و وابستگی به مسکو را تقویت میکنند. نفوذ این روایتها فراتر از پلتفرمهای رسانهای چشمانداز سیاسی گرجستان را تحت تاثیر قرار داده، جایی که طبقه سیاسی حزب رویای گرجی نیز از زبان کرملین در مخالفت با ادغام در ناتو و اتحادیه اروپا استفاده میکند. به مرور زمان، حزب حاکم زبان سیاسی به شدت ضدآمریکایی و ضداروپایی را توسعه داده که به شدت مشابه تبلیغات کرملین است. رهبران حزب رویای گرجی و رسانههای وابسته به آن به طور مرتب ادعا میکنند که غرب قصد دارد گرجستان را بیثبات کند، در امور داخلی آن دخالت کرده و کشور را به جنگ با روسیه بکشاند. این اتهامات، مشابه روایتهایی که رسانههای دولتی روسیه ترویج میدهند، به تضعیف همپیمانان غربی گرجستان و کاهش حمایت عمومی از ادغام در اروپا و ناتو کمک میکنند. حزب رویای گرجی همچنین از پیامهای با هدف ایجاد ترس استفاده می کند. به این صورت که مشارکت غرب را تهدیدی مستقیم برای حاکمیت گرجستان به تصویر میکشد و همزمان از "دموکراسی حاکمیتی" که با چارچوب ایدئولوژیک مسکو همراستا است، حمایت میکند. این مفهوم از مدلهای دموکراتیک غربی به نفع حکومتهای کنترلشده دولتی خودداری میکند. مسکو همچنین یک شبکه گسترده از سازمانهای غیردولتی و نهادهای مرتبط با اطلاعات برای پیشبرد اهداف استراتژیک خود پرورش داده است. گزارشهای تحقیقی نشان میدهد که حداقل دهها سازمان طرفدار روسیه در گرجستان فعالیت میکنند که در اقداماتی برای سفید کردن حمله مسکو، کماهمیت نشان دادن اشغال مناطق گرجستانی و ترویج تبلیغات ضدغربی شرکت دارند. این سازمانها نه تنها افکار عمومی را شکل میدهند بلکه به عنوان ابزارهایی برای جمعآوری اطلاعات، لابی سیاسی و دخالت انتخاباتی عمل میکنند. عمق نفوذ روسیه در میان نخبگان سیاسی گرجستان به وضوح در آوریل 2024 آشکار شد، زمانی که ایوانیشویلی ادعا کرد که حملات روسیه به گرجستان و اوکراین توسط "حزب جنگ جهانی" در غرب سازماندهی شده است. این اظهارات بازتابی از تلاشهای گسترده برای تغییر افکار عمومی از ادغام در غرب و عادیسازی روابط نزدیکتر با مسکو هستند.
انتخابات پارلمانی 26 اکتبر 2024 یک عقبنشینی عمده برای دموکراسی گرجستان بود. ناظران مستقل، از جمله جامعه بینالمللی برای انتخابات منصفانه و دموکراسی، انجمن وکلای جوان گرجستان و ناظران بینالمللی، تقلب گسترده انتخاباتی را مستند کردند که شامل ارعاب رأیدهندگان، پرکردن صندوقهای رأی، نقض محرمانگی رأیدهی و سرکوب ناظران انتخاباتی بود. علیرغم شواهد روشن از تقلب، کمیسیون مرکزی انتخابات اعلام کرد که حزب رویای گرجی با 54 درصد پیروز شده است، نتیجهای که بلافاصله از سوی احزاب مخالف، جامعه مدنی و ناظران بینالمللی رد شد. در حالی که اتحادیه اروپا و ایالات متحده نتایج را به رسمیت نشناختند، روسیه و دیگر رهبران طرفدار کرملین آن را تأیید کردند و تغییرات سیاسی گرجستان به سمت مسکو را تقویت کردند. اعتراضات گستردهای آغاز شد که اکنون بیش از هشتاد و پنج روز متوالی ادامه داشته است، که آن را به یکی از طولانیترین جنبشهای مقاومت گرجستان تبدیل کرده است. دولت با سرکوب به سبک کرملین پاسخ داد، شامل سرکوبهای شدید پلیس، بازداشتهای گسترده و ضرب و شتم بازداشتشدگان و حملات تبلیغاتی که معترضان را به عنوان "عوامل خارجی" معرفی میکرد.جنگ هیبریدی روسیه - تبلیغات، اطلاعات نادرست، فساد و براندازی سیاسی - فراتر از گرجستان گسترش یافته است. این تاکتیکها به دموکراسیها در سراسر جهان هدف قرار میدهند و اعتماد به نهادها را تضعیف کرده و گفتمان سیاسی را دستکاری میکنند. همانند تصاحب نخبگان، فشار اقتصادی و روایتهای تفرقهافکنانه که در گرجستان استفاده میشود، علیه اروپا و آمریکای شمالی نیز به کار گرفته میشود. این تهدید نیاز به مقابله نظامی ندارد: این کار به طور خاموشی عمل میکند و دموکراسیها را از درون بیثبات میکند. کشورهای غربی پیشتر با دخالت در انتخابات، حملات سایبری و کمپینهای اطلاعات نادرست که جوامع را تکهتکه و انسجام استراتژیک را ضعیف میکنند، مواجه شدهاند. مقابله با این تهدید نیازمند اقدام فوری و هماهنگ از سوی ناتو، اتحادیه اروپا و متحدان دموکرات است. تقویت تابآوری، شفافیت و تلاشهای مقابله با اطلاعات نادرست ضروری است. تجربه گرجستان یک هشدار است: اگر این تاکتیکها بیپاسخ بمانند، در جای دیگری تکرار خواهند شد. اکنون زمان اقدام پیشگیرانه، اقدامات استراتژیک و تعهد قوی به دفاع از یکپارچگی دموکراتیک در سطح جهانی است.