چهارشنبه 20 فروردین 1404
Wednesday, 09 April 2025

شعر آی آدمها از نیما یوشیج

بیتوته دوشنبه 09 آبان 1401 - 05:25


آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یکنفردر آب دارد می سپارد جان.

 

یک نفر دارد که دست و پای دائم‌ میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید.

 

آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید

 

که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید،

 

آن زمان که تنگ میبندید
برکمرهاتان کمربند،

 

در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می‌کند بیهود جان قربان!

 

آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره،جامه تان بر تن؛

 

یک نفر در آب می‌خواند شما را.
موج سنگین را به دست خسته می‌کوبد

 

باز می‌دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه‌هاتان را ز راه دور دیده

 

آب را بلعیده درگود کبود و هر زمان بیتابش افزون
می‌کند زین آبها بیرون

 

گاه سر، گه پا.
آی آدمها!

 

او ز راه دور این کهنه جهان را باز می‌پاید،
می زند فریاد و امید کمک دارد

 

آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
موج می‌کوبد به روی ساحل خاموش

 

پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش
می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می‌آید:
" آی آدمها "...

منبع:rezanooshmand.blogfa.com

منبع خبر "بیتوته" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.